تصویرسازان فردا - مفهوم رنگ
رنگ یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بصری است که همیشه همراه با بار معنایی، احساسی و عاطفی بوده است. هر رنگ به تنهایی یا در ارتباط با سایر رنگ ها می تواند مفاهیم خاصی را به مخاطب خود انتقال دهد. کاربرد رنگ در تاریخ همواره آمیخته با نوعی رمزگذاری و سمبل سازی همراه بوده است و همچنان نیز هست. همچنین از نظر فردی، تنوع در ترجیح رنگی بر رنگ دیگر بین افراد یک جامعه بسیار رایج است که می توان با روانشناختی فردی این موضوع را بررسی کرد. در مجموع می توان گفت کاربرد رنگ اهمیت زیادی در بیان بصری و تصویرسازی دارد.

با وجود تمام اهمیتی که رنگ در زبان تصویری انسان ها بازی می کرده و کاربرد آن امری شناخته شده در هنر بوده، تا اوایل قرن بیستم مطالعه دقیق و جامعی روی این موضوع انجام نگرفته بود. یوهان ایتین (Johanes Itten) جزو اولین افرادی است که به مطالعه رنگ و کاربرد آن در ارتباطات بصری پرداخته و امروزه بسیاری از مطالب تدوین شده درباره رنگ وامدار کتابی است که او در سال ۱۹۲۴ به نام «هنر رنگ» نوشته است.

برای بررسی مفهوم رنگ معمولا سه رویکرد مجزا وجود دارد، یا به عبارتی از سه جهت یا طریق می توان به مطالعه معنا و مفهوم رنگ در زبان تصویری پرداخت:

اول، بررسی میزان تاثیرگذاری (Impression) رنگ هاست. به این معنا که به صورت کلی و فارغ از زمینه های فرهنگی- اجتماعی یا روانشناختی مخاطب، اثر بصری رنگ های مختلف بر هم و در ارتباط با هم چیست؟ (موضوع بحثی که در ادامه به آن پرداخته می شود، عمدتا بر حول این محور قرار دارد و این معنا مفصل تر تشریح می شود).

دومین رویکرد براساس نحوه ابراز مفاهیم (Expression) رنگ های مختلف استوار است. به عبارت دیگر رنگ های مختلف برای اکثر افراد معانی خاصی دارند. به عنوان مثال زرد معنایی از گرما و درخشندگی دارد. قرمز پر حرارت و پر انرژی است و همیشه با مفهوم تحرک و جنبش و گاه خشونت همراه است. آبی به همراه خود معنای بیکرانگی و معنویت را همراه می آورد. نارنجی نیز مانند زرد و قرمز پرجنب و جوش به نظر می رسد. سبز با معانی پاکی و باروری و زندگی درآمیخته و بنفش رازآلود و گاه غمناک است.

سومین رویکرد براساس معانی سمبلیک و انتزاعی رنگ ها شکل گرفته که آن را اصطلاحا ساخت (Construction) نامیده اند. شاید این رویکرد بی ارتباط با رویکرد پیشین نباشد اما به طور خاص به بعضی از مفاهیمی که رنگ ها در طول زمان و در طی حوادث تاریخی به خود گرفته اند و به صورت سمبلیک و نشانه ای به کار گرفته می شوند، اشاره دارد. مثلا رنگ زرد در طول تاریخ سمبل امپراطوری چین بوده و در مراسم سلطنتی به کار می رفته. مثال هایی از این دست فراوانند، رنگ سرخ نشانه انقلاب شوروی، رنگ سیاه نشانه عزا، نارنجی رنگ جنبش مردم در اوکراین و… .

از نظر فیزیکی انسان قادر به دیدن موج های بین ۴۰۰ تا ۸۰۰ نانومتر است و می تواند آنها را به صورت طیف های رنگی مختلف درک نماید. نور قرمز یک سر طیف قرار دارد و دارای بیشترین طول موج است و نور بنفش در سر دیگر آن، دارای کمترین طول موج است. خصوصیات فیزیکی رنگ ها به طور حتم رابطه مستقیمی با معانی و اثر روانی آنها بر انسان دارد.

 

رنگ های اصلی و فرعی (چرخه رنگ)
در زندگی روزمره ما با انواع و اقسام مختلف رنگ ها سر و کار داریم. رنگ هایی را که آنها را نام گذاری کرده ایم تنها بخش کوچکی از طیف گسترده رنگ های دور و اطراف مان را تشکیل می دهند. اما تمام این طیف رنگی متنوع تنها از ترکیب حداکثر سه رنگ اصلی به وجود آمده اند.

سه رنگ اصلی و ثانوی
برای اینکه طیف گستردهای از رنگ ها را بوجود آورید، تنها کافی است سه رنگ زرد، قرمز و آبی را در اختیار داشته باشید (دو رنگ سفید و سیاه هم برای تیره و روشن کردن به کار گرفته می شوند). به این ترتیب شما قادر خواهید بود صدها رنگ را بوسیله سه رنگ اصلی و سیاه و سفید درست کنید.

یک نکته مهم
نحوه ترکیب بندی رنگ ها و سه رنگ اصلی ارتباط مستقیم با منشاء بوجود آوردن رنگ دارد. بعضی رنگ ها منشائی نورانی دارند و با قطع نور، رنگ نیز از بین می رود. مانند نور زرد لامپ های معمولی. سه رنگ اصلی در نورهای رنگی عبارت است از قرمز، آبی و سبز٫ نورهای رنگی را می توان با قراردادن یک فیلتر رنگی جلوی نور سفید ایجاد کرد. نورهای رنگی در عکاسی و نورپردازی های شهری کاربرد دارند. همچنین در صنعت چاپ، با توجه تکنیک های مختلف، رنگ های اصلی و ترکیب بندی آنها متفاوت است.

از ترکیب این سه رنگ بقیه رنگ ها درست می شوند. بهترین راه برای آشنا شدن با ترکیبات رنگی ترسیم چرخه رنگ است. برای تمرین چرخه رنگ باید سه رنگ اصلی را تهیه کنید (برای شروع می توانید از رنگ های گواش استفاده کنید که به راحتی با آب رقیق می شوند).

رنگ های معمول موجود در بازار عبارتند از رنگ روغن، آبرنگ، گواش، اکریلیک و انواع مداد و پاستل های رنگی که استفاده از هر کدام تکنیک خاص خود را دارد. برای تمرین چرخه رنگ استفاده از گواش ساده تر است.

رنگ های ثانوی از ترکیب رنگ های اصلی بوجود می آیند. به این ترتیب که با مخلوط زرد و قرمز، نارنجی، زرد و آبی، سبز و آبی و قرمز، بنفش درست می شود (توجه داشته باشید نسبت ترکیب رنگ ها بسیار مهم است. سعی کنید رنگ شما تا حد امکان به رنگ های چرخه رنگی نزدیک باشد).

وقتی موفق به ساخت رنگ های ثانوی شدید، سعی کنید رنگ های درجه سه را بسازید. این رنگ ها از ترکیب رنگ های اصلی و رنگ های ثانوی بوجود می آیند. مثلا از ترکیب آبی و سبز، آبی مایل به سبز به دست می آید. با ساخت سه رنگ ثانوی و شش رنگ درجه سه به همراه سه رنگ اصلی، چرخه رنگ شما متشکل از دوازده رنگ کامل خواهد شد.

با ترکیب سه رنگ اصلی، یا به عبارتی یک رنگ اصلی و یک رنگ ثانوی مقابل آن در چرخه رنگ، نوعی قهوه ای به دست می آید (در زبان روزمره ما به طیف گسترده ای از رنگ ها قهوه ای می گوییم که تمامی آنها از ترکیب نسبت های مختلفی از سه رنگ اصلی به دست می آیند.)

اشباع (Saturation)
اگر هر یک از رنگ های چرخه رنگ را با سیاه و یا سفید به تدریج و به دفعات مشخص ترکیب کنید، اصطلاحا می توانید تونالیته های (طیف های) مختلف آن رنگ را بوجود آورید. با این کار از اشباع یا درجه خلوص رنگ می کاهید و آن را به تدریج به سمت سیاه و یا سفید نزدیک می کنید. رنگ های متفاوت که بیش از حد تیره یا روشن شده باشند معمولا خصوصیت اولیه خود را از دست می دهند.

هر کدام از رنگ های اصلی با توجه به آنچه پیش تر درباره مفاهیم رنگ ها گفته شد خصوصیت خاصی دارند. در حالی که زرد و قرمز دارای گرما هستند، آبی خصوصیتی سرد و منقبض دارد. ترکیبات رنگی می تواند خصوصیت یک رنگ را خنثی یا تشدید کند. معمولا ترکیب سه رنگ معمولا حالتی خنثی به وجود می آورد و روشن و تیره کردن رنگ ها با سیاه و سفید این حالت را تشدید می کند.

به عبارت دیگر هر چه از خلوص رنگ های اصلی بیشتر فاصله بگیریم، قدرت ابراز مفاهیم در رنگ ها کاهش پیدا می کند. شاید به همین خاطر است که در پرچم کشورها معمولا از رنگ های اصلی (زرد و قرمز و آبی) و یا ثانوی (سبز و نارنجی و بنفش) استفاده می شود. و به همین دلیل رنگ های اصلی و ثانوی در مراسم آیینی و سنتی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.

 

رنگهای مکمل
منظور از رنگ مکمل، رنگی است که در چرخه رنگ درست روبروی رنگ مورد نظر قرار گرفته است. به عنوان مثال در چرخه رنگی روبروی زرد، بنفش قرار دارد و روبروی آبی، نارنجی. به این ترتیب رنگ نارنجی مکمل آبی، بنفش مکمل زرد و سبز مکمل قرمز به حساب می آید. اگر به چرخه رنگ دقت کنید، متوجه خواهید شد که هر کدام از سه رنگ اصلی روبروی یک رنگ فرعی قرار دارد که ترکیبی از دو رنگ اصلی دیگر است. به عبارتی، اگر هر رنگ اصلی را با رنگ مکمل آن ترکیب کنیم، درست مثل این است که سه رنگ اصلی را با هم ترکیب کرده باشیم که حاصل آن نوعی قهوه ای (خاکستری گرم) می شود. استفاده از رنگ های مکمل کاربرد زیادی در زبان تصویری دارد.


تمرین ۱: چرخه رنگ را مطابق تصویر آن در متن ترسیم کنید (حدودا به قطر بیست سانتیمتر). با استفاده از سه رنگ اصلی (ترجیحا گواش) رنگ های ثانوی و درجه سه را درست کنید و در خانه های چرخه رنگ گذاری نمایید. سعی کنید تا جایی که ممکن است رنگ های شما به رنگ های چرخه رنگ شبیه باشد.

تمرین ۲: با ترکیب سیاه و سفید طیفی از دوازده رنگ یک سر آن روشن (سفید) و سر دیگر آن تیره (سیاه) است ایجاد کنید. سعی کنید تا حد امکان حرکت تدریجی تیرگی یا روشنایی خاکستری ها نسبت به یکدیگر حفظ شود.